تبلیغات
بسم الله الرحمن الرحــیم - زندگینامه امام خمینی (ره)(بخش دوم)
به سایت ستاره طلایی خوش آمدید
Welcome To Gold Star

 
امام خمینی سلسله درسهای خارج فـقه خـویـش را با همه مخالفتها و كارشكنیهای عناصر مغرض در آبان 1344 در مسجد شیخ انصاری (ره) نجف آغاز كرد كه تا زمان هجـرت از عراق به پاریـس ادامه داشت . حوزه درسی ایشان به عنـوان ....متن کامل در ادامه مطلب


 
امام خمینی سلسله درسهای خارج فـقه خـویـش را با همه مخالفتها و كارشكنیهای عناصر مغرض در آبان 1344 در مسجد شیخ انصاری (ره) نجف آغاز كرد كه تا زمان هجـرت از عراق به پاریـس ادامه داشت . حوزه درسی ایشان به عنـوان یكی از برجسته تریـن حوزه های درسی نجف از لحـاظ كیفیت و كمیت شـاگـردان شنـاخته شـد .
امام خمینـی از بدو ورود بـه نجف بـا ارسال نامـه ها و پیكـهایی بـه ایران، ارتباط خویـش را بـا مـبارزیـن حـفـظ نـموده و آنان را در هـر منـاسبـتـی بـه پـایـداری در پیگیـری اهـداف قیام 15 خـرداد فـرا می خواند .
امام خمینی در تمام دوران پـس از تـبـعید، علیرغـم دشواریهای پدید آمـده، هیچگاه دست از مبارزه نـكـشیـد، وبـا سخنـرانیها و پیامهـای خـویـش امیـد به پیـروزی را در دلها زنـده نگـاه می داشت .
امام خمینی در گفتگـویی با نمانیده سازمان الفـتـح فـلسطیـن در 19 مهر 1347 دیـدگاههای خویش را درباره مسائل جهان اسلام و جهاد ملت فلسطین تشریح كرد و در همین مصاحبه بر وجوب اختصاص بخشی از وجـوه شـرعی زكات بـه مجـاهـدان فلسطینـی فتـوا داد .

اوایل سال 1348 اختلافات بیـن رژیـم شاه و حزب بـعث عراق بـر سر مرز آبـی دو كشـور شدت گرفت. رژیـم عراق جمع زیادی از ایـرانیان مقیـم این كشـور را در بـدتریـن شرایط اخراج كرد. حزب بـعث بـسیار كوشید تا از دشمـنی امام خمیـنی با رژیـم ایـران در آن شرایط بـهـره گیرد .
چهار سال تـدریس، تلاش و روشنگری امام خمیـنـی تـوانسته بـود تا حـدودی فضای حـوزه نجف را دگرگـون سازد. اینـك در سال 1348 علاوه بر مبارزین بیـشمار داخل كشور مخاطبین زیادی در عراق، لبـنان و دیگر بـلاد اسلامـی بـودنـد كه نهـضت امام خمینی را الگـوی خویـش می دانستند .
امـام خمینـی و استمـرار مبـارزه ( 1350 ـ 1356 )

نیمه دوم سال 1350 اختلافات رژیـم بعثـی عراق و شاه بالا گـرفت و به اخراج و آواره شـدن بسیاری از ایرانیان مقیـم عراق انجامید. امام خمینی طـی تلگرافی به رئیـس جمهور عراق شدیدا اقدامات ایـن رژیـم را محكـوم نمود. حضرت امام در اعتراض به شرایط پیـش آمـده تصمیـم به خـروج از عراق گـرفت اما حكـام بـغداد بـا آگـاهـی از پیـامـدهـای هجـرت امـام در آن شـرایط اجـازه خـروج ندادند سال 1354 در سالگرد قیام 15 خـرداد، مـدرسه فیضیه قـم بار دیگر شاهـد قیام طلاب انقلابـی بـود. فریادهای درود بر خمینـی ومـرگ بر سلسله پهلـوی به مـدت دو روز ادامه داشت پیـش از ایـن سازمانهـای چـریكـی متلاشـی شـده وشخصیتهای مذهی و سیاسی مبارز گرفـتار زندانهای رژیم بودند .

شاه در ادامه سیاستهای مذهـب ستیز خود در اسفنـد 1354 وقیحـانه تاریخ رسمـی كشـور را از مـبداء هجرت پیامـبـر اسلام بـه مبداء سلطنت شاهان هخامنشی تغییر داد. امام خمینی در واكنیشی سخت، فـتوا به حرمت استفاده از تاریخ بـی پایـه شاهنشاهـی داد. تحریـم اسـتفـاده از ایـن مبداء موهـوم تاریخی هـمانند تحریـم حزب رستاخیز از سـوی مردم ایران اسـتقبال شـد و هر دو مـورد افـتـضاحـی برای رژیـم شاه شـده و رژیـم در سـال 1357 ناگزیـر از عقـب نشینـی و لغو تـاریخ شاهنشاهی شد .


اوجگیری انقلاب اسلامی در سال 1356 و قیام مـردم

امام خمینـی كه بـه دقت تحـولات جاری جهان و ایـران را زیـر نظر داشت از فـرصت به دست آمـده نهـایت بـهـره بـرداری را كـرد. او در مرداد 1356 طـی پیامی اعلام كرد : اكنون به واسطـه اوضاع داخلی و خارجی و انعـكاس جنایات رژیـم در مجامع و مطـبـوعات خارجی فرصتی است كه باید مجامع علمی و فـرهـنگی و رجال وطـنـخـواه و دانشجویان خارج و داخل و انجمـنهای اسلامی در هر جایـی درنگ از آن استفاده كنند و بی پرده بپا خیزند .
شهادت آیه الله حاج آقا مصطفی خمینی در اول آبان 1356 و مراسم پر شكـوهـی كه در ایران برگزار شـد نقـطـه آغازی بـر خیزش دوباره حـوزه های علمیه و قیام جامعه مذهـبی ایران بـود. امام خمینی در همان زمان به گـونه ای شگفت ایـن واقعه را از الطـاف خفیـه الهی نامیده بـود. رژیـم شاه با درج مقاله ای تـوهیـن آمیـز عـلیـه امام در روزنامه اطلاعات انتقام گرفت. اعتراض بـه ایـن مـقـاله، بـه قیام 19 دی مـاه قـم در سـال 56 منجـر شد كـه طی آن جمعی از طلاب انقلابـی به خـاك و خـون كشیـده شـدند . شاه علیـرغم دست زدن به كشتارهای جمعی نتـوانست شعله های افروخته شده را خاموش كند .
او بسیج نطـامـی و جهاد مسلحـانه عمـومـی را بـعنــــوان تنها راه باقیمانـده در شرایط دست زدن آمریكا بـه كـودتای نظامـی ارزیـابـی می كرد .


هجرت امام خمینی از عراق به پاریس

در دیدار وزرای خارجه ایران و عراق در نیـویـورك تصـمیـم به اخراج امام خمینـی از عراق گرفته شـد. روز دوم مـهـر 1357 مـنزل امـام در نجف بـوسیله قـوای بعثـی محاصره گردیـدانعكاس ایـن خبـر با خشـم گستـرده مسلمانان در ایران، عراق و دیگـر كشـورها مـواجه شـد .
روز 12 مهر ،امام خمینی نجف را به قصد مرز كـویت ترك گـفـت. دولت كویـت با اشاره رژیـم ایـران از ورود امـام بـه ایـن كـشـور جلوگیـری كـرد. قـبـلا صحـبـت از هجـرت امام بـه لبـنـان و یا سـوریه بـود امـا ایشان پـس از مشـورت با فـرزنـدشان ( حجه الاسلام حاج سیـد احمـد خمینـی ) تصمیـم بـه هجـرت به پاریـس گرفت. در روز 14 مهـر ایشان وارد پاریس شدند .
و دو روز بعد در منزل یكی از ایرانیـان در نوفـل لـوشـاتــو ( حـومـه پاریـس ) مستقـر شـدنـد. ماءمـوریـن كاخ الیزه نظر رئیـس جـمهـور فـرانسه را مبنـی بـر اجتناب از هرگـونه فـعـالیـت سیاسـی بـه امام ابلاغ كـردنـد. ایـشـان نیز در واكـنـشــی تنـد تصـریح كـرده بـود كه ایـنگونـه محدودیتها خلاف ادعای دمكراسی است و اگر او ناگزیر شـود تا از ایـن فرودگـاه بـه آن فـرودگـاه و از ایـن كـشـور بـه آن كـشـور بـرود بـاز دست از هـدفهایـش نخـواهـد كشیـد .
امام خمیـنی در دیـماه 57 شـورای انقلاب را تكشیل داد. شاه نیز پـس از تشكیل شـورای سلطـنـت و اخـذ رای اعـتـماد بـرای كـابینه بختیار در روز 26 دیـماه از كشـور فـرار كـرد. خـبـر در شـهـر تهران و سپـس ایران پیجید و مردم در خیابانها به جشـن و پایكـوبی پرداختند.


بازگشت امام خمینی به ایران پس از 14 سال تبعیـد

اوایل بهمـن 57 خبر تصمیم امام در بازگشت بـه كـشور منتشر شد. هر كس كه می شنید اشك شوق فرو می ریخت. مردم 14 سال انتظار كشیده بـودنـد. اما در عیـن حال مردم و دوستان امام نگـران جان ایشان بـودند چرا كه هنوز دولت دست نشانده شاه سر پا و حكومت نظامی بر قرار بود. اما امام خمینی تصمیـم خویـش را گرفته و طی پیامـهـایی به مردم ایران گـفـته بـود می خـواهد در ایـن روزها سرنـوشـت سـاز و خطیر در كنار مردمـش باشد. دولت بخـتیار با هماهنگی ژنرال هایزر فـرودگـاههای كشـور را به روی پـروازهـای خـارجی بست.
دولت بختیار پـس از چنـد روز تـاب مقـاومـت نیـاورد و ناگزیـر از پذیرفتـن خـواست ملت شـد. سرانجام امام خمینـی بامداد 12 بهمـن 1357 پـس از 14 سال دوری از وطـن وارد كشـور شـد . استقبال بـی سـابـقـه مـردم ایـران چنـان عـظیـم و غیـر قـابل انكـار بــود كه خبرگزاریهای غربـی نیز ناگزیر از اعـتـراف شـده و مستـقـبـلیـن را 4 تا 6 میلیون نفر برآورد كردند .


رحلت امام خمینی؛ وصال یار، فراق یاران

امام خمینی هـدفها و آرمانها و هـر آنچه را كه مـی بایــست ابـلاغ كنـد ، گفته بـود و در عمـل نیز تـمام هستیـش را بـرای تحقق هـمان هـدفها بـكار گرفته بـود . اینك در آستـانه نیمه خـرداد سـال 1368 خـود را در آماده ملاقات عزیزی می كرد كه تمام عمرش را برای جلب رضای او صرف كرده بـود و قامتش جز در بـرابـر او ، در مـقابل هیچ قدرتی خـم نشده ، و چشـمانش جز برای او گریه نكرده بـود . سروده های عارفانه اش همه حاكی از درد فـراق و بیان عطـش لحظه وصال محبوب بـود . و اینك ایـن لحظه شكـوهمنـد بـرای او ، و جانــكاه و تحمل ناپذیر بـرای پیروانـش ، فـرا مـی رسید . او خـود در وصیتنامه اش نـوشـته است : با دلی آرام و قلبـی مطمئن و روحی شاد و ضمیری امیدوار به فضل خدا از خدمت خـواهران و برادران مرخص و به سـوی جایگاه ابــدی سفر می كنـم و به دعای خیر شما احتیاج مبرم دارم و از خدای رحمن و رحیـم می خـواهـم كه عذرم را در كوتاهی خدمت و قصـور و تقصیر بپذیـرد و از مـلت امیدوارم كه عذرم را در كـوتاهی ها و قصـور و تقصیـرها بـپذیـرنـد و بـا قــدرت و تصمیـم و اراده بــه پیش بروند .
شگفت آنكه امام خمینـی در یكـی از غزلیاتـش كه چنـد سال قبل از رحلت سروده است:

سالها می گذرد حادثه ها می آید انتظار فرج از نیمه خرداد كشم
ساعت 20 / 22 بعداز ظهر روز شنبه سیزدهـم خـرداد ماه سـال 1368 لحظه وصال بـود . قــلبـی از كار ایستـاد كه میلیـونها قلــب را بـه نور خدا و معنـویت احیاء كرده بـود . بــه وسیله دوربین مخفـی ای كه تـوسط دوستان امــام در بیمارستان نصب شده بـود روزهای بیماری و جریان عمل و لحظه لقای حق ضبط شده است. وقتی كه گوشه هایـی از حالات معنوی و آرامـش امام در ایـن ایـام از تلویزیون پخـش شـد غوغایی در دلها بر افكند كه وصف آن جــز با بودن در آن فضا ممكـن نیست . لبها دائمـا به ذكـر خـدا در حـركت بود.
در آخرین شب زندگی و در حالی كه چند عمل جراحی سخت و طولانی درسن 87 سالگی تحمل كرده بود و در حالیكه چندیـن سرم به دستهای مباركـش وصل بـود نافله شب می خـواند و قـرآن تلاوت مـی كرد . در ساعات آخر ، طمانینه و آرامشی ملكـوتـی داشـت و مـرتبا شـهادت بـه وحـدانیت خـدا و رسالت پیـامبـر اكرم (ص) را زمـزمه مـی كـرد و بـا چنیـن حــالتی بـود كه روحـش به ملكـوت اعلی پرواز كرد . وقتی كه خبر رحلت امــام منتشر شـد ، گـویـی زلزله ای عظیـم رخ داده است ، بغضها تـركیـد و سرتاسر ایران و همـه كانـونهایـی كـه در جـهان بـا نام و پیام امام خمینـی آشـنا بـودنـد یــكپارچه گـریستند و بـر سر و سینه زدنـد . هیچ قلـم و بیـانـی قـادر نیست ابعاد حـادثه را و امواج احساسات غیر قابل كنترل مردم را در آن روزها تـوصیف كند.

مـردم ایـران و مسلمانان انقلابی ، حق داشتـند اینـچنیـن ضجه كـنند و صحنه هایی پدید آورند كه در تاریخ نمونه ای بـدیـن حجم و عظـمت برای آن سراغ نداریـم. آنان كسـی را از دست داده بـودند كـه عـزت پـایمال شـده شان را بـاز گـردانده بود ، دست شاهان ستمگر ودستهای غارتگران آمریكایی و غربـی را از سرزمینشان كـوتاه كرده بود ، اسلام را احیاء كـرده بــود ، مسلمیـن را عــزت بـخـشیـده بـــود ، جمهـوری اسلامـی را بـر پـا كـرده بـود ، رو در روی همـه قـدرتهای جهـنمـی و شیـطانـی دنیا ایستاده بـود و ده سال در بـرابـر صـدها تـوطئه برانـدازی و طـرح كـودتا و آشـوب و فتنه داخلـی و خارجـی مقاومت كرده بود و 8 سـال دفـاعی را فـرمانـدهـی كرده بـود كه در جبهه مقابلـش دشمنـی قـرار داشت كه آشكارا از سـوی هر دو قـدرت بزرگ شرق و غرب حمایت همه جانبه مـی شـد . مردم ،رهبر محبـوب و مرجع دینـی خـود و منادی اسلام راستیـن را از دست داده بـودند .

شایـد كسانـی كه قـادر به درك و هضـم ایـن مفاهیـم نیستنـد ، اگـر حالات مردم را در فیـلمهای مـراسـم تودیع و تشییع و خاكسپاری پیكر مطهر امام خمینـی مشاهده كنـنـد و خـبر مرگ دهها تـن كه در مقابل سنگینـی ایـن حادثه تاب تحمـل نیـاورده و قـلبـشان از كار ایستـاده بـود را بشنـوند و پیكرهایی كه یكـی پـس از دیـگری از شـدت تـاثـر بیهوش شـده ، بر روی دسـتها در امـواج جمعیت به سـوی درمانگاهها روانه می شـدند را در فیلمها و عكسها ببیننـد ، در تفسیر ایـن واقعیتها درمانده شوند .
امـا آنـانكه عشـق را مـی شنـاسنـد و تجـربـه كـرده انـد ، مشكلـی نـخواهند داشت . حقیقـتا مردم ایران عاشق امام خمینی بـودند و چـه شعار زیبا و گـویایی در سالگرد رحلتـش انتخاب كرده بـودند كه :
عشق به خمینـی عشق به همه خوبیهاست .
روز چهاردهم 1368 ، مجلس خبرگان رهـبـر تشكیل گردیـد و پـس از قرائت وصیتنامه امـام خمینی تـوسـط حضرت آیـه الله خامنه ای كه دو ساعت و نیـم طـول كشید ، بحث و تبـادل نظر برای تعییـن جانشینـی امام خمینـی و رهبر انقلاب اسلامـی آغاز شد و پـس از چندیـن ساعت سـرانجام حضرت آیـه الله خامنه ای ( رئیـس جمهور وقت ) كه خود از شـاگـردان امـام خمینـی ـ سلام الله علیه ـ و از چهره های درخشـان انقلاب اسلامـی و از یـاوران قیـام 15 خـرداد بـود و در تـمـام دوران نهضت امـام در همـه فـراز و نشیبها در جـمع دیگـر یــاوران انـقلاب جـانبـازی كرده بود ، به اتفاق آرا برای ایـن رسالـت خطیر بـرگـزیده شد . سالها بـود كه غـربیـها و عوامل تحت حمایتشان در داخل كشـور كه از شكست دادن امـام ماءیـوس شـده بـودند وعده زمان مرگ امـام را می دادند .
اما هـوشمندی ملت ایران و انتخاب سریع و شایسته خـبرگان و حمایـت فـرزنـدان و پیـروان امـام همه امیدهای ضـد انقلاب را بـر بـاد دادنـد و نه تنها رحلت امـام پایان راه او نبـود بلكه در واقع عصر امام خمینـی در پهـنه ای وسیعـتر از گـذشـته آغاز شده بـود . مگر اندیشه و خـوبی و معنویت و حقیقت می میرد ؟ روز و شـب پانزدهـم خرداد 67 میلونها نفر از مردن تهران و سـوگوارانی كه از شهرها و روستاها آمـده بـودند ، در محل مصلای بـزرگ تهـران اجتماع كردنـد تـا بـرای آخـریـن بـار با پیكر مطهر مـردی كه بـا قیـامش قـامت خمیـده ارزشها و كرامتها را در عصر سیاه ستـم استـوار كرده و در دنیا نهـضتـی از خـدا خواهی و باز گشت به فطرت انسانی آغاز كرده بود ، وداع كنند.

هیچ اثری از تشریـفات بـی روح مـرسـوم در مراسـم رسمی نبـود . همه چیز، بسیجی و مردمی وعاشقانه بـود. پیـكر پاك و سبز پوش امـام بـر بـالای بـلنـدی و در حلـقه میلیـونها نفـر از جمعیت مـاتـم زده چـون نگینی می درخشید . هر كس به زبان خویـش با امامـش زمـزمه می كرد و اشك مـی ریخت . سـرتاسـر اتـوبان و راههای منتهی به مصلـی مملـو از جمیعت سیاهپوش بود .
پـرچمهای عزا بـر در و دیـورا شهر آویخته و آوای قرآن از تمام مساجد و مراكـز و ادارات و مـنازل بگـوش مـی رسیـد . شـب كـه فـرا رسیـد هزاران شمع بیاد مشعلـی كه امـام افـروخـته است ، در بیابـان مصلـی و تپه هـای اطـراف آن روشـن شـد . خـانـواده هـای داغدار گرداگرد شمعـها نشسته و چشمانشان بر بلندای نـورانـی دوخته شـده بود .

فریاد یا حسیـن بسیجیان كه احساس یتیمی مـی كـردنـد و بــر سـر و سینه مـی زدنـد فـضا را عـاشـورایـی كرده بـود . بـاور اینـكـه دیـگر صدای دلنشیـن امام خمینـی را در حسینیه جماران نخـواهند شنید ، طاقتـها را بـرده بـود . مـردم شـب را در كـنار پیـكـر امـام بـه صبـح رسانیدند . در نخستنی ساعت بامداد شانزده خــرداد ، میـلـونهـا تـن به امامت آیت الله العظمـی گلپایگانی(ره) با چشمانی اشكبار برپیكر امام نماز گذاردند .
انبـوهی جمعیت و شكوه حماسه حضـور مـردم در روز ورود امام خمینی به كشـور در 12 بهمـن 1357 و تـكـرار گسـتـرده تـر ایـن حماسـه در مـراسـم تشییع پیكر امام ، از شگفـتیهای تـاریخ اسـت . خـبرگـزاریهای رسمـی جهـانـی جمعیت استقبال كننده را در سال 1357 تا 6 میلیـون نفر و جمعیت حاضـر در مــراسـم تشییـع را تا 9 میلیـون نفر تخمیـن زدند و ایـن در حالی بـود كه طی دوران 11 سـاله حكومت امام خمینی بـواسطه اتحـاد كشـورها غربـی و شرقی در دشمنی با انـقلاب و تحمیل جنگ 8 ساله و صـدهـا تـوطـئه دیـگـر آنـان ، مردم ایـران سخـتیها و مشكلات فـراوانـی را تحـمـل كرده و عزیزان بی شماری را در ایـن راه از دست داده بـودند و طـبعا مـی بـایـست بـتدرج خسته و دلسرد شـده باشنـد امـا هرگز اینچنیـن نشـد . نسل پرورش یـافـته در مكتب الـهی امام خمینی به ایـن فرمـوده امام ایـمان كامـل داشـت كه :در جهـان حجـم تحمل زحمـتها و رنجها و فداكاریها و جان نثـاریها ومحرومیتها مناسب حجـم بـزرگی مقصـود و ارزشمندی وعلـو رتـبـه آن است پـس از آنـكه مراسـم تـدفیـن به علت شـدت احسـاسات عـزاداران امـكان ادامـه نیافت ، طـی اطلاعیه های مـكرر از رادیـو اعلام شـد كـه مـردم بـه خانه هایشان بازگردند ، مراسـم به بعد مـوكـول شــده و زمــان آن بعـدا اعلام شد . برای مسئولیـن تـردیـدی نـبـود كه هر چه زمان بگذرد صـدها هزار تـن از علاقه مندان دیگر امـام كـه از شهـرهای دور راهـی تهران شده اند نیز بر جمعیت تشییع كننـده افـزوده خـواهـد شـد ، ناگزیر در بعدازظهر همان روز مراسم تـدفین بـا همان احساسات و بـه دشـواری انـجـام شـد كـه گـوشـه هـایـی از این مـراسـم بـوسیـله خبرنگـاران بـه جهان مخابره شـد و بدین سان رحلت امام خمینـی نیز همچـون حیاتـش منـشاء بیـداری و نهضتـی دوباره شـد و راه و یادش جاودانه گردید چرا كـه او حقیـقت بـود و حقیقت همیشه زنـده است و فناناپذیر .


زندگی امام به روایت امام

متن زیر فرازهائی از زندگی حضرت امام خمینی - سلام الله علیه - است كه پس از توضیحات معظم له، فرزند گرامی ایشان حضرت حجت ‏الاسلام والمسلمین حاج سید احمد خمینی نوشته و سپس حضرت امام آن را اصلاح نموده است:

بسمه تعالی

به حسب شناسنامه شماره : 2744 تولد: 1279 شمسی در خمین، اما در واقع 20 جمادی‏الثانی 1320 هجری قمری مطابق اول مهر 1281 شمسی است. (18 جمادی‏الثانی 1320 مطابق 30 شهریور 1281 صحیح است)

نام خانوادگی: مصطفوی; پدر: آقا مصطفی; مادر: خانم هاجر (دختر مرحوم آقامیرزا احمد مجتهد خوانساری الاصل و خمینی المسكن)

صدور در گلپایگان به وسیله صفری‏نژاد رئیس اداره آمار ثبت گلپایگان در خمین در مكتبخانه مرحوم ملا ابوالقاسم تحصیل شروع و نزد مرحوم آقاشیخ جعفر و مرحوم میرزا محمود (افتخار العلماء) درسهای ابتدایی سپسدر خلال آن نزد مرحوم حاج میرزا محمد مهدی (دایی) مقدمات شروع و نزد مرحوم آقای نجفی خمینی منطق شروع و نزد حضرت‏عالی (×) ظاهرا (سیوطی و شرح باب حادی عشر و) منطق و مسلما در مطول مقداری. در ادراك كه سنه 1339 قمری برای تحصیل رفتم نزد مرحوم آقا شیخ محمد علی بروجردی مطول و نزد مرحوم آقا شیخ محمد گلپایگانی منطق و نزد مرحوم آقا عباس اراكی شرح لمعه پس از هجرت به قم به دنبال هجرت مرحوم آیت ‏الله حاج شیخ عبدالكریم - رحمة الله علیه - (ظاهرا هجرت ایشان رجب 1340 قمری بود) هجرت آیت‏الله حائری به قم رجب 1340 و نوروز 1300 شمسی است) تتمه مطول را نزد مرحوم ادیب تهرانی موسوم به آقا میرزا محمد علی و سطوح را نزد مرحوم آقای حاج سید محمد تقی خوانساری مقداری و بیشتر نزد مرحوم آقا میرزا سید علی یثربی كاشانی تا آخر سطوح و با ایشان به درس خارج مرحوم آیت ‏الله حائری (حاج شیخ عبدالكریم) می‏رفتیم و عمده تحصیلات خارج نزد ایشان بوده است. و فلسفه را مرحوم حاج سید ابوالحسن قزوینی و ریاضیات (هیئت، حساب) نزد ایشان و مرحوم آقامیرزا علی اكبر یزدی. و عمده استفاده در علوم معنوی و عرفانی نزد مرحوم آقای آقامیرزا محمد علی شاه‏آبادی بوده است پس از فوت مرحوم آقای حائری با عده ‏ای از رفقا بحث داشتیم تا آنكه مر حوم آقای بروجردی - رحمة‏الله - به قم آمدند برای ترویج ایشان به درس ایشان رفتم و استفاده هم نمودم و از مدتها قبل از آمدن آقای بروجردی عمده اشتغال به تدریس معقول و عرفان و سطوح عالیه اصول و فقه بود پس از آمدن ایشان به تقاضای آقایان؛ مثل مرحوم آقای مطهری به تدریس خارج فقه مشغول شدم و از علوم عقلیه بازماندم و این اشتغال در طول اقامت قم و مدت اقامت نجف مستدام بود و پس از انتقال به پاریس از همه محروم و به امور دیگر اشتغال داشتم كه تاكنون ادامه دارد. نام عیال اینجانب خدیجه ثقفی معروف به قدس ایران، متولد 1292 شمسی، صبیه حضرت آقای حاج میرزا محمد ثقفی طهرانی.

تاریخ ازدواج: 1308; فرزند اول: مصطفی، متولد: 1309 شمسی; 3 دختر در قید حیات با یك پسر، احمد متولد: 1324; دختران به ترتیب سن: صدیقه، فریده، فهیمه، سعیده و بعد از احمد، لطیفه; آخرین فرزند در حیات احمد.





---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

به اشتراک بگذارید :

یکشنبه بیست و سوم اسفندماه سال 1388
نویسنده : محمد جواد  ,   ,  نظرات ( )


ارسال به دوستان
« ارسال برای دوستان »
نام شما :
ایمیل شما :
نام دوست شما:
ایمیل دوست شما:

Powered by ParsTools
تاریخ و ساعت
مترجم سایت
آمار وبلاگ

» کل بازدید :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» تعداد نویسندگان :
» تعداد کل پست ها :
» آخرین بازدید :
» آخرین بروز رسانی :

نظر سنجی
نظرتان در مورد این وبلاگ چیست؟






Powerd By MIHANBLOG

ا